ميرزا محمد حيدر دوغلات

188

تاريخ رشيدى ( فارسي )

لايقه دارد كه او را بدين درجه بايد رسانيد و نه شجاعت لايقه « 1 » دارد و نه فضايل كه او را سبب تفضيل باشد و شمايل كه او را بر اين همه مراتب اشتمال بايد داد . بندگى رشيد خان براى وى مرتكب امورى گشته « 2 » كه اگر شرح داده شود ، مطالعان اين مسوده كه آن را خود مطالعه « 3 » نكرده باشند ، بى جا پندارند و لقب حمار كه بر قوم برلاس جاريست ما صدق آن به تمام و كمال آن برلاس بود . وى رشيد خان را بر قتل و اخراج عمات و امهات و امرا ( 88 پ ) و تكليف ازدواج بر محارم خانى چنان الزام مىنمود كه شرح آن بيجاى « 4 » محض بود . فلاجرم از آن مقوله اجتناب نمودن اولى نمود . در اين روزگار - حق سبحانه و تعالى - عبد الرشيد خان را از آن ابتلا « 5 » خلاصى بخشيده است و آن حمار را به خمار مرگ گرفتار كرده است . اميد است كه اين بار عنان بزرگى را به دست عقل اتخاذ فرمايد و از محذورات اجتناب لازم دارد و طريقه مرضيه آباى كرام و اجداد عظام را پيش نهاد ضمير مبارك گرداند و براى خاطر هر حمارى ، اهل روزگار را مستأصل نفرمايد « 6 » و هر صالحه فالحه را بر ارتكاب زكوب مرتكب روا ندارد . حق - سبحانه و تعالى - هميشه به توفيق عدل بر سر جهانبانى و مسند خاقانى ، سالهاى بسيار متمكن گرداناد . هرچه نامرضى خدا و رسول خدا باشد از آن دور دارد و توفيق تلافى مافات روزى گرداناد . آمين يا رب العالمين . عبد الرشيد خان بعد از آنكه قوت مميزه او ضعيف افتاده است ، به ذات در قوت جثه و سلامت اعضا و لطافت محاوره بين الاقران بىعديل است و در تير انداختن بعد از پدر بزرگوارش چون اوئيى كمتر باشد « 7 » و در بيشه شجاعت هزبر « 8 » شير شكار و بحر و حكايت [ كذا ] « 9 » 438 نهنگ اژدها خوار است و طبع درربار و تكلم گوهر نثارش در لجهء لطافت درّ يگانه و درج ملاحت گوهر فرزانه است . دست فياض او سازهاى روح افزا را چنان نوازد كه چنگ زهره از آن بىآهنگ و نواى عنادل 439 روضه نغمه بىفرهنگ

--> ( 1 ) . نت : لايق . ( 2 ) . نت : گشت . ( 3 ) . نت : مطالع . ( 4 ) . نت : بى جا . ( 5 ) . نت : ابتلاى . ( 6 ) . نت : نفرمايند . ( 7 ) . نگ : + وى شجاعى بيباك و در ذوق محاوره ، مرواريدى بىعديل بود . ( 8 ) . نت : سرير . ( 9 ) . نت : وكات .